تبليغاتX
پشه ی خوشبختی -
 

به شخصه خودم را عرض می کنم که بس جون سگ دارم که می توانم اینهمه در مقابل آدمهای اطرافم دوام بیاورم ! آدم که چه عرض کنم ! موجود برازنده تر است ! این موجودات ناشناخته که همه اشان دارای بیماریهای ناشناخته و مرموز و بهبود ناپذیر می باشند ! بالا شهری و پایین شهری توفیری ندارند همه اشان کلکسیونی از مریضی های دور دارند ! همینطور قشر تحصیل کرده یا عکسش ! همه می خواهند جلو بزنند در عذاب دادن بی شاعبه ی تو ! انگاری که این روزها صحنه ی مسابقه است و بردن آخرین چیزیست که این موجودات می خواهند ! از هر کسی بدت بیاید بیشتر پر رنگ می شود! از هر چیزی هراس داشته باشی هر روز سرت میاید! روزهای بی اعتمادی و دو رویی قوی شده اند !از دوستان نزدیک و خانواده بگیر تا استاد های روان گردان و مردم وحشی در کوچه خیابان ! مثل این است که هار بودن و تهی مغز بودن مد شده ! مثل این است که هر چه شما خوبی کنید و آرام باشید و آرام بخواهید از همه چی و همه جا بگذرید یک هو و نا خوداگاه از بالای سرتان سیمان صاف و سرد رویتان خالی می کنند که همان جا خشکتان بزند و یه هیچی جز سر آمدن عمر ملکوتیتان فکر نکنید! می دانید ٫ گاهی فکر می کنم اینهمه سگ دو زدن در رابطه با آدم ها برای چیست ؟! اینهمه مطیع بودن تا به کی ؟! اینهمه آب سرد خوردن و بیخیال شدن آخرش که چی!؟ خیلی چیزها مثل جنگ می مانند ! وقتی تمام می شود چیزهای اساسی دیگر شروع می شود ...

 

+ نوشته شده در  Wed 27 May 2009ساعت   توسط olice