اون! عینهو گارسونی می مونه که بعد از گرفتن سفارش هنوز وایستاده و هیشکی نمی دونه منتظر چیه !!! یکی پیدا بشه بگه اون اصلا چی می گه !؟ چی می خواد !؟
یک ریزه عشق و یک ماچ صبحگاهی روی استخوان فک آیا همیشه این همه مشقت داشته است ؟!؟!؟!
بالاخره شاید آن روزی که بیشتر از همه ی روزها خوابیدم خیلی چیزها معلوم شود کسی چه می داند شاید آن دور ترها تابلویی زده باشند که این جاده ته ندارد ...
شاید دلم خواست بی برگشت گم شوم
فوقش نم بارانی هم زد ...