تبليغاتX
پشه ی خوشبختی
 

 

به به ! اینجا همه چی خوبه !

 

+ نوشته شده در  Wed 20 Jun 2007ساعت   توسط olice 

 

نمی دونم دوست دارم این روزا زود تر تموم شن یا اینکه کلی طول بکشن ...

 

+ نوشته شده در  Fri 15 Jun 2007ساعت   توسط olice 

 

*خب منم بازی شدم... چون قراره از تاثیرگذارترین ها بگم پس توضیح نمی خوان دیگه !

 

50 صفحه ی آخر کتاب خرمگس ،

فیلم های Professional و  Sweet November

خیلی سال پیش فکر کنم سوم رهنمایی بودم صبح که بیدار شدم تصمیم گرفتم با خودم فکر کنم که تو شیکمم بچه دارم و شاید اون روز یکی از بهترین روزای عمرم باشه تا آلان

دفترهایی که سالها روزهامو توشون نوشتم و آلان با خوندنشون یا کلی می خندم یا کلی گریه میکنم

چمنزار { محوطه ی بزرگی که هیچی نداشت جز چمن،  وقتی بچه بودم دوست داشتم ساعت ها اونجا باشم }

شخصی به نام قهرمان { که اگه نباشه نمی دونم دنیا برام چه رنگی میشه... }

 

+ نوشته شده در  Mon 4 Jun 2007ساعت   توسط olice