فهمیدم شبیه چی هستی سیمونه ، شبیه ابر هایی ، ابرهای خوشرنگی که مرگ ندارن
تو ، تو این چند روزه باعث شدی من لبخندمو ریپلی کنم که یه جورایی بیشتر از همیشه واقعی بود
اصلا بیا همین امشب خستگی هامونو تف کنیم تو ماگ های قهوه مون
سیمونه ، بیا مثل اسکل های بی خیال دستامونو بکنیم تو جیبمونو و سوت بزنیمو و فقط بریم ...
بیا خیلی چیزارو نبینیم ، خیلی چیزارو نشنویم
اصلا بیا دود شیم تو این روزایی که بوی تلخ اسپرسو میدن ،
هان ؟
نظرت چیه؟
traffic
deafness
insanity
normality
...
whatever
درخت می شوم
تو پاییزی
کشتی می شوم
تو بی نهایت طوفان ها
تفنگت را بردار
و حرفت را راحت بزن !
گروس عبدالملکیان
هیچ سوالی نپرسیدم
گفتم حداقل اینجوری کمتر ازت متنفر می شم
یه چیزی خیلی یه هویی اتفاق افتاد که من رو یه هویی لال مادر زاد کرد !!!
به کی بگم که می ترسم از این آدما ...
امروز دست هایت کجا بود ؟!!!
هر چقدر خواستم بگیرمشان نبودند
حالا که زندگی اینهمه بی هوده هست ، نمی دونم باید بخندم یا گریه کنم !
هوم ؟!
خدا جون بین خودمون بمونه
تو تنها کسی هستی این دور و ورا که غرور سگی نداره ...