تبليغاتX
پشه ی خوشبختی
 

شدم عین یه شپش وسط پشم و پیلی گوش یه کچل اوشگول...

 و اینکه خستم ...یکمی بیشتر از خیلی

مهم نیست تو جدی نگیر

مثل همیشه

 

+ نوشته شده در  Sun 20 Aug 2006ساعت   توسط olice 

 

آهای آقای خدا ببینم توام گریه میکنی؟؟

دیشب گفتی "هیچ کس به خوبی من نمی دونه تنهای یعنی چی "

چیزی نگفتم

برای دل خوشی منم که شده دروغ بگو و بگو که گریه می کنی

جوری بگو که من بازم نتونم چیزی بگم!!!

 

+ نوشته شده در  Thu 17 Aug 2006ساعت   توسط olice 

   

یه تخت بزرگ نرم پر از بالشت

به علاوه 8 شب داشتن تو

اینو من نمیگم

خواسته کودک درونمه
نظرت چیه؟؟؟

 

 

+ نوشته شده در  Mon 14 Aug 2006ساعت   توسط olice  | 

 

 او کسی است که می تواند در مسابقه غیر قابل پیش بینی بودن ها مقام اول را کسب کند

و همچنین تا آخر الزمان این رکورد را به اسم خود نگه دارد

با کمترین فعالیتی می تواند شما را آنقدر حرصی کند که خودتان با دستان خودتان موهای سرتان را دانه دانه بکنید و هیچ دردی احساس نکنید!!!

او همیشه  می تواند در بهترین لحظات زندگی توی ذوق آدم بزند و کاری کند که شما بیشتر از همیشه لال مونی بگیرید و در بعضی موارد لکنت شدید را تجربه کنید

وسط بحث گرمی ممکن است بگوید خداحافظ و از دست شما کاری به جز گفتن متقابل خداحافظ بر نمی اید

این روزها بسیار بیزی است و بیزی از دست او به مافیا شکایت کرده است و او بسیار در تلاش است که تمامی آثار و شواهد خود را دال بر وجود خود در مکانهای حقیقی و مجازی از بین ببرد ..دفعه قبل با

زیرکی بسیار زیاد توانست از دست اینترپل فرار کند و با چشمان مادر زاد شیطانش به آنها فهماند که یک قهرمان خبره است ولی این بار مافیا با تمامی قوای خود در کشور چکمه پوش و زادگاه اصلی قهرمان پاریس برای به دام انداختنش در تلاشند و من هم به عنوان عضوی از گروه در جستجو و باز گرداندن دوباره او هستم

از تمامی کسانی که اطلاعاتی در مورد قهرمان و فعالیت های رمزی و پنهانی او دارند خواهشمندیم ما را بی خبر نگذارند!!

 

با احترام و سپاس

 

~ باید برای آگاهی همه خودشیفتگانی که محض اطلاع به اینجا سر می زنند بگویم که :

" قهرمان ما یدونس ....اونم واسه نمونس " !!! 

 

 

+ نوشته شده در  Thu 10 Aug 2006ساعت   توسط olice  | 

 

 

بغض لعنتی داشت خفم می کرد

باید نشون می دادم آدم کاملا آروم و بی تفاوتی هستم واسه همین همون جا خفش کردم

حداقل تو این یه مورد می تونم مدال المپیک جهانی رو به خودم تقدیم کنم

به زور یه لبخند کوفتی تحویل همه دادم

بهشون گفتم هیچ وقت حالم بهتر از این نبوده

باور کردن!!!

 

 

+ نوشته شده در  Mon 7 Aug 2006ساعت   توسط olice 

 

پرم از احساسات لحظه ای

موندم تو کدوم جهنم دره ای تخله اشون کنم

.

.

کسی داوطلب نمیشه؟؟؟!!!

 

 

+ نوشته شده در  Fri 4 Aug 2006ساعت   توسط olice  | 

 

تا آلان خودم بودم خوش نگذشته

حالا می خوام یکی از اون آدم بدا باشم

کمی تفریح کنم ...فقط کمی

همین دیروز یه اسلحه معرکه از یکی کش رفتم

می تونی مغزتو جوری نگه داری که وسیله هدفم بشه؟!!!

 

 

 

+ نوشته شده در  Tue 1 Aug 2006ساعت   توسط olice  | 

 

حسابی اونی شدم که می خواستی همراه با اندک مقداری افزودنی های مجاز

فقط یه لطفی کن و بزار موقع دستشوئی رفتن خودم باشم

   همین !!!

 

+ نوشته شده در  Fri 28 Jul 2006ساعت   توسط olice  | 

 

خیلی به رهگذرانی که از خیابونمون رد میشن اطمینان ندارم که بتونن در عرض چند دقیقه یه چیزی واسه انداختن روم گیر بیارن...

مگه نه خیلی وقت پیش از پنجره پریده بودم بیرون!!!

 

 

+ نوشته شده در  Mon 24 Jul 2006ساعت   توسط olice  |